| ۱۳ شهریور ۱۳۹۰
مقدمه ای بر تفسير ترتيبي
اشاره : متن حاضر ، برگرفته از سخنرانی عالم فرزانه و محبوب خطّه زنجان ، حضرت آیت الله حسینی زنجانی ـ دامت برکاته ـ می باشد؛معظم له در آغاز درس تفسیر ترتیبی خویش، با عنوان مقدمه ای بر تفسیر ترتیبی، به بیان ضرورت این شیوه تفسیری پرداخته اند.
بسم الله الرحمن الرحيم
قال الله العظيم في كتابه : «كتابٌ أَنزلناه إليك مباركٌ لِيَدَّبَّروا آياته و لِيَتَذَكَّرَ اُولو الالباب[1]»
قبل از اينكه وارد بحث تفسيري بشويم؛ لازم است در مورد شيوه اي كه در اين تفسير دنبال می شود، توضيحي داده شود؛ تا از مطالب وانوار كتاب الهي بهره وافي ببريم .
نزول تدريجي قرآن بر پیامبر عظیم الشان اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ 23 سال طول كشيده و آيات الهي براساس وقايع مشخصي، بر پيامبر ما نازل شده است.قرآن گنجینه عظیمی است که در تمام شئون زندگی ما جاری است.
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايند:
« إنّ القرآنَ حَیٌّ لَم یَمُت و أَنَّه یجری کما یجری اللَّیلَ وَ النَّهار و کما يجري الشَّمس و القمر »[2]
قرآن زنده ای است که هرگز نمی میرد و همواره در زندگی ما جاری است ـ همان گونه که روز شب در پی هم می آیند و در زندگی ما جریان دارند ـ و قرآن مانند خورشيد و ماه است؛ همانطوركه براي خورشيد و ماه هرگز غروب حقيقي نيست و هميشه تابنده هستند و به بشريت نيرو مي دهند؛ قرآن هم همواره تابنده است.
اگر بخواهيم به حقايق اين کتاب الهي پي ببريم؛ ناگزيريم بر اساس شان نزول و اسباب نزول آيات، آن را پيگيري كنيم؛ تا جوانب آيات را بهتر دريافت كنيم. اين گنجينه اي كه خداوند متعال به وسيله پيامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در اختيار بشر گذاشته است؛ تنها از مسیر صحیح آن قابل دسترسی است؛ خداوند متعال می فرماید:
« وَأتُوا البُيوتَ مِن أَبوابها »[3]
يعني: شما بايد در حل مشكلات زندگي، راهکارش را پيدا كنيد. هر مطلبي دريچه و روزنه ای دارد و كليد گشایشی دارد. بنابراین برای بهره مندی از انوار کتاب الهی باید كليدش را پيدا كنيم؛ تا قرآن را به گونه ای بررسي كنيم که حتی دو نفر هم دچار اختلاف نشوند و اين حکم قرآن، اختصاص به يك برهه زمانی ندارد؛ بلکه در تمام امور زندگی بشری حاكم است.
امام باقر ـ علیه السلام ـ در تفسير اين آيه شريفه مي فرمايند:
» اين آیه فقط مختص مردم زمان نزول نيست؛ كه مشركين ـ در زمان جاهليت ـ هنگام مُحرم شدن انجام مي دادند؛ بلكه قرآن حقيقت كلي است. »
قرآن، نسخه ی شفا بخش است. يعني روزانه بايد براي ما استفاده ی از قرآن ملموس باشد؛ اما! بیشتر مطالبي كه در آن وجود دارد، نیازمند مبیّن است؛گاهی برای فهم یک مطلب آن، باید به تفاسیر زیادی مراجعه کرد! علاوه بر اينكه براي همه مردم، امكان دسترسی به تفاسیر نيست! در چینش کنونی سوره های قرآن نیز ـ كه به ترتیب از سوره حمد، بقره، آل عمران و نساء و ... شروع شده و به ناس ختم می شود ـ ارتباط بين سوره ها با همديگر همخواني ندارد؛گرچه اجماع مسلمانان است که: ترتيب آيات به دستور پيغمبر است و به عبارت ديگر توقیفي است؛ يعني از ناحيه خداست و حق دخل و تصرف نداريم. اما تفاسيری که تاکنون در دسترس ما قرار گرفته اند؛ نتوانسته اند ارتباط چنداني بين سوره هاي قرآن برقرار کنند و ـ متاسفانه ـ از هم گسيختگي فراوانی در ميان مطالب ديده مي شود. علماي اهل سنت نيز اخيرا به اين نكته پي برده اند؛ چون آنها هم نمي توانند ارتباط بين سوره ها را توجيه كنند؛ گرچه كتابهاي متعددی در رابطه ی با تناسب آيات يا سوره ها چاپ شده؛ اما دلايلي كه در آن كتابها آورده اند؛ چندان محکم و اساسی نيست و مي توان بر آنها خدشه كرد. اين مساله مدت هاي زیادي فكر من را، به خود مشغول كرده بود كه: چرا يكدفعه سوره مبارکه ی حمد، بعد از سوره مبارکه ی بقره قرار گرفته است؛ در حالي كه سوره حمد مكي است و سوره بقره مدني است؟ چرا قرآن از سوره های طولانی به کوتاه، ردیف بندی شده است؟ چرا ما نمي توانيم ارتباط مطالب بين سوره ها را دريافت كنيم؟حال آن که قرآن، كلام خداوند است و درباره ی آن فرموده است:
كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولو الالباب
اين كتابي است پر بركت و نفرستاديم تا شما فقط قرآئت كنيد بلكه براي اين كه تدبر بكنيد .
تدبر؛ يك پله بالاتر از تعقّل است. تعقّل يعني انديشيدن، اما تدبّر، يعني انسان در انجام و عاقبت كار كنكاش كند؛ تا بتواند بر نکات و مسائل یک موضوع، آگاه شود.
خداوند متعال، تدبّر در قرآن را، مقدمه ی بيداري صاحبان عقل مي داند و می فرماید:
ليتذكر اولوالباب
از عقل هم تعبير به لبّ مي كند؛ يعني افرادي كه ژرف نگر هستند؛ عميقانه به مسائل نگاه مي كنند و به مسائل سطحي بسنده نمي كنند. لب در مقابل قشر ( پوسته ) است و اولوالالباب: صاحبان لبّ، يعني انسانهايي كه ژرف نگرند و عميقانه به مسائل نگاه مي كنند؛ اما تدبر در قرآن با مشکلی که بیان شد کاملا میسر نیست . اين آيه موجب شد تا تتبّعاتي در قرآن نمایم؛ تا اينكه حدود بيست سال قبل به كشفي رسيدم و به روايتي از رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در تفسير شريف قمی برخوردم؛
در آنجا رسول گرامی اسلام مي فرمايند:
« لو أنَّ النَّاسَ قَرَأوُا القُرآنَ کما أَنزلَ الله مَا اختَلَفَ إِثنان »[4]
اگر مردم قرآن را به همان ترتيبی که نازل شده قرآئت كنند؛ حتی دو نفر هم، در باره ی قرآن دچار اختلاف نخواهند شد.
يعني مساله به قدري محكم و استوار است، كه موجبات اختلاف بر چيده مي شود. اين روايت در من ايجاد انگيزه كرد؛ تا کیفیت نزول سوره هاي قرآن را بررسي كنم. اولين كتابي كه در اين زمينه مطالعه نمودم كتاب تاريخ القرآن نوشته ـ یکی از علمای بزرگ زنجان ـ مرحوم آیت الله ابو عبدالله زنجاني بود ـ كه كتابي مرجع و ريشه دار، در مسائل قرآني است و مورد استناد تمامی علماي بزرگ اسلام و مستشرقین است ـ در آن جا نقل مي فرمايند: ترتيب فعلي سوره هاي قرآن اجماعي نيست و در بین مسلمانان، دارای اختلاف می باشد بلكه اين ترتيب در زمان خليفه ی سوم و به اجتهاد وي انجام شده است. در آنجا ديدم در ارتباط با ترتيب سوره ها نظرات مختلفی وجود دارد: ابن مسعود يك ترتيبي را نقل کرده است؛ ابن عباس ترتيب ديگري را مي گويد و يك ترتيب سور هم از امام جعفر صادق ـ صلوات الله علیه ـ نقل مي كنند.[5]
مرجع اين نقل ایشان هم تفسير ناتمامی است به نام مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار[6] كه معروف به تفسير شهرستاني ـ نويسنده كتاب الملل والنحل ـ است. به نظر شهرستانی، ترتيب سوره هاي قرآن از سوره علق آغاز و به مائده ختم مي شود.[7] البته بحث ما در خود آيات نيست؛ بحث ما در نظم كلمات و جملات و ترتيب آيات نيست؛ اينها توقيفي است. یعنی توسط خود رسول گرامي تبيين شده است. اما ترتيب سوره ها به وسيله پيامبر نبوده است. چون اگر پيامبر زنده بود، نزول قرآن همچنان ادامه پيدا مي كرد. با بررسي بيشتر، دریافتم که علماء بزرگ ما به ویژه علماء معاصر، مانند: آيت الله معرفت ـ رحمة الله عليه ـ در كتاب پر بار التمهيد في علوم القرآن ـ كه حدود 10جلد تمام مسائل علوم قرآني را مورد دقت و كنكاش قرار داده و از افتخارات شيعه است ـ به مساله ترتيب سوره ها پرداخته اند. از اين جا دريچه اي باز شد كه مفاهيم متعالي قرآن را از اين ديدگاه بررسي كنم و ببینیم كه چه حقايقي را مي توان از قرآن بدست آورد.
بنابراين نكته و ضرورت ـ نه تنها از ديدگاه ما ـ اهل سنت هم، به اين مسأله روي آورده و با دو تفسير ـ از مصر و سوريه ـ در اين مساله پيشگام شده اند. البته آنها اختلافاتي دارند؛ اما دریافته اند: حقايق قرآن را از اين مسير پيگيري كنند. اگر ما حقایق قرآن را از اين مسير پيگيري كنيم؛ تاريخ زندگي پيامبر را مي توانيم پيگيري كنيم و با معارف قرآن آشنا مي شويم؛ پس مساله ترتيب نزول، در فهم قرآن نقش اساسي دارد. اگر بخواهيم با حقايق قرآن آشنا شويم. اين نكته را، كتاب التمهيد نيز ياد آوري مي كند.
کلید دیگر دستیابی به اسرار قرآن، اهل بیت پیامبر می باشند؛ بنابر نقل شهرستانی آخرین سوره نازل شده بر پیامبر، سوره مائده است؛ كه به سوره ولايت معروف است؛ که به دلیل وجود آیه ولایت در این سوره، به سوره ولایت معروف شده است. خداوند ـ متعال ـ در این آیه می فرماید:
«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»[8]
(اى رسول خدا، آن چيزى كه از سوى خدا به تو نازل شده به مردم ابلاغ كن، و اگر چنين نكنى رسالتخداى را ابلاغ نكردهاى».
مطابق با این آیه، پيامبر جامعه اسلامي را رها نكرده است؛ بلكه به دستور الهي، به دست امامت سپرده و امامت دنباله رو نبوت و ادامه دهنده راه پيغمبر است.
پيغمبر عظيم الشان اسلام [ بنابر روايت شريف ثقلين، كه از شيعه و سنت روايت شده است ] دو استوانه را به امت خويش معرفي فرموده اند:
(( اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي ما ان تمسكتم به لن تضلوا ابدا ))[9]
آن حضرت مي فرمايند : [ اي مردم ] من دو استوانه را براي شما به يادگار گذاشتم :كتاب خدا و عترتم را؛ اگر به اين دو استوانه تمسك بجوييد هرگز دچار ضلالت و گمراهي نخواهيد شد
آن حضرت به جويندگان طريق حق و معرفت، تضمين مي فرمايند: اگر به [ فرامين ] اين دو استوانه عمل كنند! هرگز دچار گمراهي و ضلالت نخواهند شد.
لن در این حدیث، لن تأبيد است؛ يعني هرگز دچار انحراف نخواهيد شد. معنايش اين است: اگر اهل بيت را از قرآن و قرآن را از اهل بيت جدا كنيم! حتما دچار ضلالت و گمراهي خواهيم شد. از این حدیث پيغمبر ـ که متواتر بين الفرقين است ـ چنین استفاده مي شود:
اولا: اهل بيت هم مثل قرآن معصومند و إلا معني ندارد پيامبر غير معصوم را عِدل قرآن قرار دهد.
عِدل قرآن بودن؛ يعني همانطور كه قرآن معصوم است؛ اهل بيت هم معصوم ند و گرنه امكان ندارد پيامبر، ما را به چيزي كه عصمت ندارد رهنمون شود.
ثانیا: وقتي پیامبر می فرمایند: « اگر به اين ها تمسك كنيد هر گز دچار گمراهي نخواهيد شد. » نتيجه مي گيريم: حقايق قرآن ـ همان طور كه شهرستاني باز گو مي كند ـ نزد اهل بيت است.
انگيزه شهرستاني از نوشتن چنين تفسيري اين است؛ كه ما بدانيم اهل بيت چه تلقي اي از قرآن دارند؟ چه بر داشتي دارند؟ و بر همين اساس ايشان مي گويد: « و لقد كانت الصحابة رضي الله عنهم متفقين علي أن علم القرآن مخصوص باهل البيت عليهم السلام اذ كانوا يسألون علي بن ابيطالب ـ رضي الله عنه ـ : هل خصصتم اهل البيت دوننا بشيء سوي القرآن » و کان یقول : لا والذي خلق الجمة و بريء النسمة إلا بما في قراب سيفي هذا .... الخبر » صحابه پیامبر همگی اتفاق نظر دارند که علم و آگاهی به قرآن مخصوص اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ می باشد از علي عليه السلام سئوال شد كه آيا شما به غير از قرآن چيزي هم داريد ؟: حضرت در جواب مي فرمايند: نه ! قسم به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید؛ به غیر از آنچه که در نوشته هایم در رابطه با حقایق قرآن دارم؛ چیزی ندارم .
از همين جا خود شهرستاني استدلال مي كند كه، معلوم است حقايق قرآن نزد اهل بيت است و صحابه ی پيامبر نيز به اين نكته آگاه بودند. بعد اضافه مي كند : و يقول بعد أن يصف تحير المتحيرين في تفسير القرآن: ( و إنما وقع لهم هذا التحير لأنهم ما ارتادوا العلم من بابه ولم يتعلقوا بذيل اسبابه فانغلق عليهم الباب و تقطعت بهم الاسباب و ذهبت بهم المذاهب حياري ضالّین ؛«ذلك بانهم كذبوا بآيات الله و كانوا عنها غافلين » ؛ و آيات الله أولياؤه ؛ كما قال تعالي:( و جعلنا ابن مريم و أُمَّهُ آية؛ و قال ـ عزّ من قائل ـ :« و لو روده الی الرسول و الی اولی الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم »83 نساء ، و لا کل مستنبط مصیب و الا لبطل فائدة (منهم) و (منهم).
اين تحيري كه مي بينيد و اختلافاتي كه در رابطه با تفاسير هست؛ به آن دلیل است که علم را، از باب خودش استفاده نكرده اند. از آن بابي كه بايد وارد علوم قران شوند؛ وارد نشده اند و سراغ اسباب فهم صحيح آيات نرفته اند و باب بر آنها بسته شده؛ مانده اند كه اين حقايق قرآني را چطور حل كنند.
به دليل اين آيه، مراد از آيات الهي، يعني اولياء معصوم خدا، اينها باب قرآن هستند و بايد قرآن را براي ما باز كنند و تفسير نمایند؛ نمي گويد كه هر كسي حق استنباط دارد؛ بلکه آنهايي كه اولو الامرند؛ اين حق استنباط از قرآن را دارند.
شهرستانی نقل می کند که رسول اکرم، درباره ی علی ـ علیه السلام ـ فرمود: « علی منی و انا منه »؛ پیامبر این مطلب را زمانی که « یبلغها رجل منک » سوره ی توبه نازل شد؛ فرموده است و با بیان بعدی، نتيجه گيري مي كند:
« عن جعفر بن محمد علیه السلام :أن رجلا سأله فقال : من عندنا یقولون فی قوله تعالی: «فسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون» ان الذكر هو التورات و اهل الذكر هم علماءِ اليهود؛ فقال: إذن! والله يدعوننا الي دينهم؛ بل نحن و الله اهل الذکر الذین أمر الله تعالی بردّ المسألة الینا و کذلک نقل عن علی ـ رضی الله عنه ـ أنه قال : نحن أهل الذکر »
شخصی محضر امام صادق ـ عليه السلام ـ رسید. امام از او سئوال فرمود : شما اين آيه را چگونه تفسير مي كنيد؟ » هر چه را که نمی دانید از اهل ذکر بپرسید«
در پاسخ حضرت، عرض کرد: منظور از ذکر، تورات می باشد و اهل ذکر علماء یهود می باشند. حضرت فرمودند : اگر این گونه معنا کنیم در این صورت علماء یهود ما را به دین خودشان دعوت می کنند! قسم به خدا! اهل ذکر، ما اهل بیت رسو ل هستیم. خدا كه دستور مي دهد به ما اهل بيت ، در رابطه با حقايق قرآن، ما مرجع شما هستيم ، ما بايد براي شما تفسير كنيم»
بر این اساس است که از علی ـ علیه السلام ـ نقل شده است: اهل ذکر ما می باشیم.پس خود قرآن دستور مي دهد كه ما از اهل ذكر استفاده بكنيم .
شهرستانی با این عبارت مطالبش را به پایان می برد :
« و روی أن اباذرّ الغفاری ـ رضی الله عنه ـ شهد الموسم بعد وفاة رسول الله، فلما احتفل الناس فی الطواف وقف بباب الکعبة و أخذ بحلقة الباب و نادی : أیها الناس! ثلاثا. فاجتمعوا و أنصتوا.
ثم قال: من عرفنی فقد عرفنی ومن لم یعرفنی فأنا ابوذرّ الغفاری، أحدثکم بما سمعته من رسول الله سمعته حین احتضر یقول : إنی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی و إنهما لم یفترقا حتی یردا علی الحوض کهاتین و جمع بین إصبعیه المسبحتین من یدیه و ساوی بینهما و لا أقول کهاتین و قرن بین إصبعه الوسطی و المسبحة من یده الیمنی لأن إحداهما تسبق الأخری ألا و إن مثلها فیکم مثل سفینة نوح من رکبها نجا و من ترکها غرق » [10]
می گوید: « روایت شده: اباذر غفاری پس از رحلت پیامبر در حج شرکت می کند و وقتی مردم ـ در زمان طواف ـ پیرامونش را می گیرند؛ مقابل در کعبه می ایستد و حلقه در را می گیرد و مردم را ـ سه مرتبه ـ خطاب می کند : ای مردم! ای مردم! ای مردم! جمع شوید و سکوت را مراعات کنید. پس از جمع شدن مردم، می گوید: آن کس که مرا می شناسد؛ خوب شناخته است و آن کس که مرا نمی شناسد؛ خودم را معرفی می کنم. من! ابوذر غفاری هستم و آن حدیثی که از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به هنگام احتضار فرمود؛ برای شما نقل می کنم. پیغمبر در آن هنگام فرمود : من در میان شما دو استوانه گرانبها قرار دادم؛ که یکی کتاب خدا و دیگری عترت من است و این دو هرگز از هم جدا نشوند؛ تا اینکه در حوض کوثر بر من وارد شوند. مانند دو تا انگشت دو دست من و دو انگشت سبابه ( اشاره ) دو دستش را، کنار هم قرار داد و آنها را مساوی هم نشان می داد و فرمود : نه مانند این دو تا انگشت، که بین انگشت وسط وسبابه از دست راست خودش، چون یکی بزرگتر از دیگری است.
آگاه باشید! مثل کتاب خدا و عترت، مثل سفینه نوح است. هر کسی در آن سوار شود؛ نجات پیدا کرده و هر کس آن را ترک کند؛ هلاک می شود ».
[ مطابق حديث ثقلين ] پيامبر عترت را به كتاب خدا چسبانده است. به اين معني كه اگر كسي بخواهد اين دو را جدا از هم مطالعه كند؛ راه حق نرفته و راه حق اين است كه هر دو را باهم مطالعه كند؛ زيرا اين دو مبين ومقوم همديگر هستند.
بنابراین اگر بخواهيم وارد حقايق قرآن شويم؛ باید از بابش وارد شویم. اهل بيت، باب حقایق قرآن هستند. ما ـ بجز مقدار اندکی ـ تاکنون از ديدگاه اهل بيت به قرآن نگاه نكرده ايم.
بنابراین باید اهل بیت را بشناسیم؛ زیرا پاره اي از مشكلات، در سايه منطق اهل بيت حل خواهد شد.
اينكه اسم اين تفسير را نور العترة گذاشته ام؛ منظورم از آن، بیان ديدگاه عترت پيغمبر، در رابطه با قرآن است. البته علماي بزرگ ما، تفاسير مأثور( روايي) زياد نوشته اند؛ مثل: البرهان ، نور الثقلين ،كنز الدقائق ، تفسير تاويل الآيات الباهرات و ...؛اما در اين تفاسير، فقط به آن مقدار از روايات، که در ذيل آيات شريفه وارد شده، بحث کرده اند؛ ولي در این تفسیر ترتیبی که ما آغاز می کنیم؛ از اين گنجينه عظيم، که در بحار الانوار ، کتب اربعه و منابعی مانند آن مطرح شده و در هیچ یک از کتب تفسیر پیدا نمی شود و از مطالب ارزشمند نهج البلاغه مدد جسته ام.
در بررسی ترتیبی سوره ها، ترتيب نزولي كه منتسب به امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ می باشد؛ ملاک کار قرار داده ایم؛ مطابق این ترتیب ـ تفسیر ما ـ از سوره علق شروع مي شود؛ سوره هاي مكي مقدم بر سوره های مدني بوده و به سوره مائده ـ آخرين سوره نازل شده بر پيامبر است ـ ختم می شود. تنها دخل و تصرفي كه كرده ايم: تفسیر را، با سوره حمد، آغاز کرده ایم . ... ادامه دارد.
[1]. ص/ 29
[2] . بحار الانوار. ج35.ص 404
[3] . بقره /189
[4] . تفسیر القمی / ج 1 / ص110 / سوره تکاثر به بعد
[5]. ر.ک: تاریخ القرآن / ابو عبد الله زنجانی / باب دوم، فصل سوم تا هفتم، ص 47 ـ 57 ، چاپخانه صدر، تهران، 1378ق.
[6]. نسخه منحصر به فرد این کتاب در کتابخانه مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود .
[7]. شهرستاني از علماي اهل سنت است كه البته گفته شده در آخر عمر خود تحول يافته و جئ گروه فرقه اسماعيليه شده كه از فرق شيعه ميباشد شيعه به فردي اطلاق مي شود كه خلافت بلا فصل علي ع پذيرفته است
[8] . مائده/67
[9] . خطبه ی غدیرخم
[10]. تفسیر شهرستانی المسمی مفاتیح الغیب و مصابیح الابرار، امام محمد بن عبد الکریم شهرستانی، تحقیق : دکتر محمد علی آذر شب، ص84، نشر احیاء کتب، تهران، 1376ش


