| ۲۸ مهر ۱۳۸۸
متـن مصاحبـه ی خبرنگار صـدا و سیمـای مرکـز زنجـان
با آیت الله حاج سيد محمد حسيني زنجاني دام ظله
خاندان حسيني يكي از خاندان هاي مشهور علمي و ريشه دار زنجان محسوب شده و از اين لحاظ زبانزد خاص و عام بوده اند تا حدي كه مسجد جامع زنجان هم تحت توليت اين خاندان شريف بوده است.
حضرت ايت الله سيد محمد حسيني زنجاني از علماي مبرز شهر زنجان هستند و در مدرسه علميه سيد (مدرسه ايشان) دروس عاليه سطح (پايه 7 تا 10) و درس خارج و سطوحي كه تا به حال در زنجان نبوده با عنايت هاو تلاش هاي ايشان به راه افتاده و هم اكنون ايشان در حال تدريس خارج فقه و اصول هستند. با حضور ايشان اين مدرسه از حالت ركود درآمده و راه هاي ترقي را يكي پس از ديگري مي پيمايد و نزديك 15 سال است كه ايشان در درس فقه و جواهر زحمت كشيده و 14 سال درس خارج اصول رفته اند.در زنجان در شهري كه ايمان در قلب هاي مردماش موج مي زند و صداقت از نگاهشان مي بارد آنجا كه شهره به دارالمومنين است يافتن مردان علم و عمل كار سختي نيست در اين برنامه به ديدار مردي آمديم از ثلاله پاكان و نيكان روزگار مردي كه سالهاي عمرش را به تحصيل علم و تعليم مردمان گذارانيده است. استاد اخلاق و استاد فقه كه هم از محضر درس و بحثش شاگردان زيادي بهره مي جويند و هم مردم از پرتو علمش بهره مند مي شوند حضرت آيت الله سيد محمد حسيني زنجاني.
متن مصاحبه ي ايشان در برنامه سيماي فرزانگان كه از صدا و سيماي مرکز زنجان ( اشراق ) پخش شد :
سلام عرض مي كنيم خدمت شما حاج آقاي حسيني. خدمت حضرت عالي رسيديم از طرف برنامه سيماي فرزانگان. اگر ممكنه مختصري از زندگي نامه و شرح حالتون رو از كودكي تا زماني كه مشغول به تحصيل شديد را بفرماييد.
سلام عليكم و رحمه الله و بركاته بسم الله الرحمن الرحيم
بنده در سال 1326 متولد شم در قم زمانيكه حضرت ايت الله والد در قم مشغول تحصيل بودند و الان هم شناسنامه من صادره قم هست. بعد كه ايشان به زنجان تشريف آوردند دوره دبستان رو در زنجان خواندم تا شش ابتدايي. بعد از شش ابتدايي وارد حوزه علميه زنجان شديم و من سن12 ساله بودم كه ملبس به لباس روحانيت شدم. 5 ، 6 سالي در حوزه زنجان اشتغال داشتيم در مقدمات ادبيات تا اينكه در سال 1343 با كسب اجازه از حضرت والد وارد قم شديم. من وقتي كه وارد قم شدم مرحوم هنوز حضرت امام خميني رضوان الله عليه قم تشريف داشتند بعد از سه ماه چهار ماه تبعيد شدند به تركيه حتي من نامه اي از طرف آيت الله والد خدمت ايشان بردم دادم ما در قم بوديم مقداري از سطح رو منطق رو منطق منظومه حكمت رو، يك مقداري از معالم الاصول و مقداري از مباحث ديگر را اشتغال داشتم تا سال 1345.مسايلي پيش امد حالا جهتش عمدتا در رابطه با حضرت والد بود نامه هايي كه من خدمت ايشان مي فرستادم ظاهرا مورد كنترل بود يك روز ريختند منزل ما و بالاخره بعد از مقدماتي به ما گفتند شما نمي توانيد در قم بمانيد ما بالاجبار رفتيم حوزه مشهد . در سال 1346 من در حوزه مشهد بودم اساتيدي كه داشتم عمدتا من در محفل حضرت آيت الله سيد ابراهيم علم الهدي كه يكي از شاگردان بسيار بزرگ مرحوم آيت الله ميلاني بودند نزديك به 14الي 15 سال سطحا و خارجا تلمذ كردم محضر ايشان بعد در سال 1351 كه حضرت والد تشريف اوردند مشهد آنجا ماندگار شدند ايشان درسشون رو فرمودند در حوزه مشهد كه بنده در درسهاي ايشان مرتبا 8 سال شركت كردم در جلسات تفسيرشان يك دوره اصول فرمودند تا مقداري بنده شركت داشتم در فقه كه مي فرمودند شركت داشتم در مباحث معمولي هم آن زماني كه ما مشغول بوديم هنوز بدايه الحكمه و نهايه الحكمه علامه جزو كتاب هاب درسي نشده بود ما از شرح منظومه حكمت مرحوم سبزواري، حكيم سبزواري در نزد استاد شيخ علي تهراني ما استفاده كرديم از محضرشان. در درس خارج هم مقدار متنابهي از حضرت والد و 6 سال از محضر مبارك آيت الله ميلاني و همچنين حضرت ايت الله سيد ابراهيم علم الهدي كه از شاگردان و اجازه اجتهاد كه از ناحيه حضرت آقاي ميلاني داشتند و مورد اعتماد و استفتائات اين بزرگوار رو نوعا ايشان جواب مي دادند. در خدمت ايشان بوديم در دوراني كه در مشهد بودم در سال 1359 يك زمينه ي پيش آمد من مجددا آمدم قم .در قم هم 5 سال الي 6 سال در محضر حضرت آيت الله وحيد خراساني استفاده كردم بعد ديگه در قم مبتلا شدم به يك كسالت بعد ديدم كه ديگر نمي توانم در قم بمانم مجددا مراجعه كردم به مشهد و از سال 1367 در زنجان مستقر شدم.
شب در زمزمه تكبير اذان مردمان وضو مي سازند پاك مي شوند و در صفي كشيده شده از زمين تا آسمان به نماز مي ايستند نماز به امامت عالمي كه از هم اخلاق و طينت اسلامي مي گويد و هم از حديث آل محمد.
مردم بعد از نماز در هاله اي از صميميت با حضرت آيت الله سيد محمد حسيني زنجاني از مشكلاتشان مي گويند چون مجدانه راه خير را براي آنها روشن مي كند.
حاج آقا فرموديد در محضر تلمذ علماي بزرگي همچون حضرت آيت الله ميلاني بوديد و علماي ديگر. مدارج و مداركي از اين علما داريد در چه سطح و حدودي است؟
بنده مجموعا 18 سال از محضر بزرگان در درس خارج فقه و اصول شركت كردم از 3 نفر از اين بزرگان اجازه اجتهاد دارم يكي حضرت ايت الله حاج سيد ابراهيم علم الهدي هست كه ايشان نوشته اي به ما لطف كردند. و اجازه اجتهادي است كه حضرت آيت الله والد به من لطف كردند در سال 1368 و حضرت ايت الله بني فضل هم كه از اساتيد ما بودند در قم، ايشان هم يك مقوله اي در رابطه با مسئله اجتهاد نوشتند به من دادند البته آقايان ديگري هم نوشته ها يي به ما دادند منتها مهمشان همين 3 بزرگوار بودند كه خدمتتان عرض كردم.
بله، پس از تحصيلات عمده اي كه داشتيد و كسب مدارجي كه فرموديد از تاليفاتتون اگر براي ما صحبت بفرماييد.
البته تاليفات من يكي دوتاش چاپ شده يكي در رابطه با زيارت عاشورست كه بطور مختصري يك توضيحاتي داده شده و سوالاتي كه در محدوده زيارت عاشورا هست يكي هم سوالاتي هست كه در زمينه هاي مختلف انجام شده البته شخص ديگري آنرا چاپ كرده منتها مطالب مال منه و تاليفاتي هم دارم در رابطه با علم كلام ، يك مجموعه اي رو در دست تاليف دارم كه مشغولم ديدگاه ائمه رو در مسايل كلامي و هستي و وجود، آنها را دارم بررسي و جمع آوري مي كنم البته با بررسي اقوالي كه هست در رابطه با مسايل فلسفي و دررابطه با مخالفان فلسفه، كه هر دو تا تمسك با كلمات ائمه مي كنند يك بررسي هايي در اين زمينه ما انجام مي دهيم و در رابطه با فقه و اصول هم من از آن تاريخي كه در زنجان مستفر شدم بحثي كه دارم در رابطه با جواهر الكلام هست متن را مي خوانيم الحمدلله عده اي طلبه هاي مستعدي هم هستند كه مشغول هستند نزديك به 5 ، 6 سالي است كه ما مرتب هر روز مي خوانيم و از بركات فقه ال بيت بهره مي بريم كه آن هم بطور چكيده و خلاصه دارم مي نويسم در اين دو تا زمينه فعاليتي هايي در دست اقدام هست و تاليفاتي هست.
يكي هم در رابطه با تفسير بنده به يك ابتكاري دست يافتم منشاش هم يك روايتي بود از پيامبر اكرم (ص) : ان الناس لو قرا القران علي ما انزل ما اختلف فيه اسلام . اگر مردم قرآن را به آن شكلي كه نازل شده بخوانند دچار اختلاف نمي شوند. اين حديث شريف در من انگيزه ايجاد كرد كه در تاريخ قرآن بررسي كنم بحمدلله زماني كه من بررسي كردم در حدود سال 1370 بود. در تاريخ قرآن ابو عبدالله زنجاني كه يكي از علماي مبرز زنجان هست يكي از كتاب هاي مادر در اين رشته هست نگاه كردم ديدم ايشان در آنجا يك ترتيب نزول سوره اي رو نسبت مي دهند به امام صادق (ع) كه البته نقل مي كنند از نفسير شهرستاني صاحب ملل و نهل؟؟ كه خوشبختانه در اين سالهاي اخير خود اين تفسير شهرستاني كه ناقص هم هست اما بحمدلله ميراث جاويد چاپش كرده و مجموعه نفيسي است ديدم عينا همان مطلبي كه ايشان نقل كرده البته آن زمان ايشان نقل كرده بودند در تاريخ قرآنشان ، نوشته بودند كه من از كتابخانه مجلس آنرا گرفتم و صورت برداري رو از آنجا انجام داده بودند. بعد الحمدلله به مطاليي ديگري رسيدم كه متوجه شدم كه اين ترتيب سور فعلي مورد اجماع تمام فرق و علما ي اسلامي نيست و اين باعث شد كه اين بابي گشوده شد در رابطه با تفسير براي ما و من شروع كردم يك تفسيري رو بر اساس نزول سوره ها كه خيلي كشفيات عجيبي براي ما پيش آمد در رابطه با انسجام آيات ارتباط آيات موضوعات آيات و در حقيقت به فرمايش پيامبر اكرم اگر بطوريكه قرآن نازل شده شما به آن ترتيب تعقيب كنيد واقعا يك حقايق بسيار نويي براي انسان مكشوف می شود متاسفانه دلايلي پيش آمد كه آن تفسير ادامه نيافت.
با او كه در گفتگو مي شويم از گذشته اش مي گويد از كودكي از رنج ها و تلاش ها و چه خوش سخن است. از زندگي اش مي گويد از آنچه كه مي تواند براي ما الگويي باشد راستين.
از ابتدايي كه من وارد اين رشته شدم البته قطعا زمينه هايي بايد در انسان باشد اگر زمينه نباشد به نتيجه نمي رسد من از آن تاريخي وارد شدم يك لحظه تا به امروز احساس پشيماني نكردم اين يكي از نكته هايي است كه بايد مخصوصا طلبه هاي نوجوان توجه داشته باشند آن هم بستگي دارد به انگيزه . اگر انگيزه انسان صحيح باشد از راه خسته نخواهد شد و الا اگر انگيزه ها ناسالم باشد و يا كامل و پخته نباشد مسلما انسان با مشكلاتي روبرو مي شود زماني كه ما طلبه شديم زمان بسيار دشواري بود من يادم مي ايد كه والده ما به من مي گفت وقتي تو طلبه شدي تمام خانم هاي شهر به من انتقاد مي كردند مردم رو گردان هستند از اين تشكيلات شما چطور در چنين زمينه اي بچه ات رو م مي گذاري بره روحاني بشه. ايشان در جواب بطور عوامانه گفته بود كه نخ دين نازك مي شود ولي بريده نمي شود بالاخره مردم نياز به روحاني دارند . مضافاً بر اينكه ما خوب در يك فضاي روحاني بزرگ شديم يعني هم از ناحيه مادر، پدر مادرم يكي از علماي مبلغ تهران بوده و بسيار بزرگوار بوده مرحوم آيت الله شيخ محمد كاظم فائق، از زهاد و بزرگان كه من خودم شخصا زندگي شو مي رفتم مي ديدم يك زندگي زاهدانه و عالمانه ، يك انسان خدا باوري بود. خوب اين زمينه ها بسيار موثر است، مخصوصا با اين كشفيات اخيري كه در مسايل ژنتيكي و علم روز شده اينها ديگر اثبات شده است. البته خود بنده علاقه فطري و ذاتي به اين راه داشتم و الان هم دارم و لا ينقطع در تاسفم چرا ما بيشتر از اينها نتوانستيم بهره ببريم از محضر بزرگان.
من علامه طباطبايي رو گرچه استفاده از محضرشان نكردم اما مرتب زياد ديدم. 2 مرتبه زنجان تشريف آوردند . يك مرتبه بعد از فوت مرحوم جد براي تسليت ايشان براي حضرت والد تشريف آوردند. نزديك 20 روز حدود يك ماه تشريف داشتند. در سال 1347 يا 1348 بود ايشان باز تشريف آوردند يك ماهي اينجا تشريف داشتند و در مشهد به محضر ايشان من مي رسيدم واقعا مجسمه فكر اخلاق و دينداري بود. همان كنار روستايي ها همان مردم عادي نمازشان را مي خواندند، بدون تكلف. حتي يك روزي من وارد شدم منزل ايت الله ميلاني. شدم استاد الهي قمشه اي آنجا مشغول نماز بودند ظهر بود. آيت الله ميلاني دعوتي كرده بود من هم درآن دعوت بودم مرحوم الهي قمشه اي اذان گفته شد شروع كردند به نماز خواندن. علامه طباطبايي از راه رسيدند ديدند الهي قمشه اي مشغول نمازند، بلافاصله به ايشان اقتدا كردند. خيلي اين صحنه ها براي انسان جالبه ، آدم اينطور تقيد به آداب شرعي كه در اين بزرگان ما هست بي دليل نيست اين ها جاويدان مي مانند مسلما يك زمينه هايي هست.
يك خاطره اي از الهي قمشه اي برايتان بگويم. محضر آيت الله ميلاني ما مشرف بوديم. به قدري مرحوم آيت الله ميلاني از اين واقعه تحت تاثير واقع شده بود مرتب اين مسئله را تكرار مي كرد. مرحوم الهي قمشه اي تابستان ها مثل علامه طبابطبايي مشرف مي شدند مشهد. زياد مي ماندند. 2 ماه 3 ماه مي ماندند به مناسبت مقام علمي آيت الله ميلاني معمولا اينها در بيروني آيت الله ميلاني جلسه داشتند هر روز. بزرگان شركت مي كردند مباحث علمي مطرح مي شد خيلي جلسه هاي پر بار و پر ثمري بود. اولا خاطرات نقل مي كردند مباحث علمي نقل مي شد خيلاي زيبا بود يكي از اين سفر ها كه الهي قمشه اي بود ظاهرا با ماشين تصادف كرده بود پاي ايشان شكسته بود ايشان را برده بودند بيمارستان . مرحوم آيت الله ميلاني رفته بودند عيادت ايشان. ايشان گفته بود آقا حالتون چطوره ؟ گفته بودند : حالم خوبه آقا، تير دوست بود كه به ما خورد. اين لفظ كه تير دوست بود هيچ احساس ناراحتي نمي كرد مرتب مرحوم آيت الله ميلاني مي گفت تير دوست بود تير دوست بود با يك عظمت با يك باوري اين مطالب را اينها نقل ميكردند كه اين كلماتي كه مرحوم الهي قمشه اي به ايشان گفته بود ايشان را خيلي تحت تاثير قرار داده بود مرتب من مي ديدم كه مي گفت آقا بله تير دوست بود . بنا به اصطلاح و گفته آقاي قمشه اي تير دوست بود ، اينها همش تفسير همان است که
" ان الله جميل يحب الجمال" يا اينكه حضرت زينب كبري وقتي كه آن ملعون بهش مي گه كه چطور مي بيني اوضاع را؟ ميگه كه : و ما رايت ال الجميل "هر چي هست زيباست . هيچ غير زيبايي رو من نمي بينم. خلاصه اين خاطرات زيبابي از بزرگان بعضا در ذهن مانده و اينها توشه راه ماست یعني اين عظمت ها و اين بزرگي ها باعث شده كه ما در اين راه دلگرم بشيم.
ممنونيم كه ما را پذيرفتيد و با صحبت هاي بسيار شيرين و دلنشيتن برنامه ما را به هر حال نوازش داديد و مهرباني ها كرديد. متشكريم از شما و از خدمت شما مرخص مي شويم.
بنده هم تشكر مي كنم ان شاء الله تعالي اميدوارم كه صدا و سيماي زنجان ان شاء الله در راستاي فرهنگ اصيل اسلامي و اشاعه اين فرهنگ توفيقات بيشتر از اين هم داشته باشند كه الحمدلله موفق هم هستند.
بنده هم تشكر مي كنم . ان شاء الله


